« يك بازی، يك هديه، يك عالم هوای گريه | صفحه‌ی اصلی | چاي اعتراف عماد باقي يخ مي كند؟ »

آقای ضرغامی! با اجازه من هم از لندن گزارش می‌دهم

«مذهب به مسجد و كليسا رفتن نيست، مذهب يعنی پاسخگويی» ، معلوم است اگر اين جمله را بدهی دست «گوگل» ، صاف مي رود ، يقه  طرف  را مي گيرد ، تكليفش را  روشن می‌كند؛ رسوا مي كند، جار مي زند، هوار می‌زند و صفی از هزارتوی گم كلمات و جملات بي كران دنياي مجازی پيدا مي كند كه نه تنها راستگويی را  پررنگ‌تر نشان می‌دهد بلكه ، سخنان ديگري كه دامن اين راستگويی را لكه دار كرده نيز، ناخواسته  پررنگ‌تر از كلمات انتخاب شده پيش پايت رژه می‌روند.

می‌خواستم در همين جا از يك بازي ساده شروع كنيم و در انتها يك نامه دسته جمعي بنويسيم به كسي كه در سفرش به سرزمين كفر و كلمبيا مومنانه از چنين مذهبی سخن گفت و خود نامومنانه به مذهب خويش پشت كرد.
سهم هر كدام از شما هم معلوم بود. هركس به وسعت خاطر و به بضاعت حوصله‌اش، به مرد مومني كه در نيت خيرش براي خدمت به ملت شكی نيست، ياد آور می‌شد كه كجا و كی و كيان بر چنين مذهبي كافر شدند.
اما ديدم حوصله مخاطبان اين خانه هم اگر فراخ باشد برای كنكاش در عمر كوتاه رئيس دولت و يافتن طومار بلندی از او و مردانش كه راستگويی را يكی يكی زير سوال برده‌اند، بايد پيشتر از خود شروع كنيم.
گيريم همانگونه كه رئيس دولت ايران به رئيس دولت‌های ديگر فخرش را فروخته، ديگر در برگه‌های گزينش‌مان نشانی از تعداد حضورمان در نماز جمعه و چه چه نيست وگرفتن التزام عملی و غير عملی به چه و چه  هم در هيچ يك از  برگه‌های «تائيد صلاحيت» به چشم نمی‌آيد، و عقايد هيچ احدي هم  تفتيش نمي شود و اصل فقط بر راستگوي است و بس. حال ببينيم ما چقدر دروغ مي شنويم و چقدر ياد مي گيريم كه دروغ بگوييم و چقدر شب و روزمان پر از دروغ است و از در و ديوار خانه و خيال و ذهن و تن و جانمان ، دروغ ، مثل مور و ملخ بالا مي رود.
هيچ ديده‌ايد اين روزها، به خودمان هم دروغ می‌گوييم از بس كه دروغ بلعيده ايم؟ هيچ ديده‌ايد اين روزها هيچ كس تاب صراحتمان را ندارد از بس كه در برابر راست گفتن‌ها، بی‌تابی كرده‌اند و سر هر آنكه اعتقادش جار زد، بر دار شد و زندگي اش بر باد؟
هيچ نگاه  كرده ايد كه چه توجيه‌گران قدری شده‌ايم براي راست‌هايی كه نمی‌گوييم و دروغ هايي كه مي گوييم؟ غم نان، غم از دست دادن يار، غم تنها شدن، غم به هيچ انگاشته شدن ، دغدغه  كسب اعتبار، غم بيكار شدن ، غم عقب ماندن از كار و غم از دست دادن بازار  و هزار و هزار  هزار و يك توجيه ديگر كه حاصلش مي شود، جامعه اي در حال انفجار و تازه راستگوترين اش مي شود مردي كه می‌گويد: «هرچه با خود فكر مي كنم مي بينم در تمام طول روز ، تنها يك بار راست مي گويم، آن هم فقط زماني كه زنگ در خانه ام را مي زنم و زنم مي گويد كيست و من هم مي گويم «منم»».
و اما تو برادر ملكوتي‌ام! می‌دانی چه سخت است براي غم نان، جلوی دوربين‌های صدا و سيما ايستادن و دروغ مخابره كردن؟ ترديد نكن همكارانم در عذابند، ورنه مگر می‌شود، پليس در تهران برای دانشجويان بی‌ اسلحه، اسلحه به كمر بندد و اشك‌شان را پيش پای رئيس دولتی كه به مذهب راستگويی و پاسخگويی مومن است در بياورد، اما همكاران خبرنگارم در صدا و سيما  تنها ازخشونت پليس لندن با راهپيمايی كنندگان ضد جنگ سخن بگويند  آن هم با هيجاني مضاعف كه اگر من هم اينجا  كنار دستش نايستاده بودم ، حتما باور می‌ كردم و هزار يك لعن و نفرين نثار پليس‌های وحشی بريتانيا می‌كردم.
می‌دانم برای همكاران عزيزم سخت‌ترين لحظات، زمانيست كه بايد چشم در چشم ملتی بدوزند و بگويند، شهر امن و امان است و خودشان بهتر از هركس ديگري اما می‌دانند كه در همان آن، چشمان نگرانی خيره به دهان آنهاست و  امنيت گدايی می‌كنند.

اينجا ترافالگار اسكوار است و برادرانِ زحمت‌كشم در صدا و سيما دارند از مراسم روز قدس فيلم تهيه مي كنند، ما هم  كنارشان ايستاديم با بضاعت اندكمان تا از آنچه كه  آنها نمي توانند بگويند، بگوييم....اگر سرعت  اينترنت‌تان اجازه داد . فيلم بالا را ببينيد و  االبته خرده بر ضعف ما در برابر قدرت بزرگان نگيريد.

آدرس فيلم در گوگل ويدئو:

http://video.google.co.uk/videoplay?docid=8877959200784122867&q=masih+Quds+day&total=2&start=0&num=10&so=0&type=search&plindex=1

پي نوشت:

1-با نظارت ساغر ، قرعه به نام ابوذر آذران افتاد، آدرس را اعلام كند، نتيجه اش مي شود تحمل هديه ما

2-كاش بزرگاني كه  به پيروزي مسافر كلمبيا  باليده اند، دوباره ميدان‌داری كنند و فلسفه دروغ را ريشه يابند و تنها يك گام از خرسندي خود براي بردي كه تنها با لعاب دروغ در رسانه ملي جار زده شده بود ، عقب بگذراند و يادي كوچك از برندگان امروز دانشگاه تهران كنند، آنها علاوه بر فحش ، لگد هم مي خورند هر از چند گاهي، چيزي بگوييد، حرفی بزنيد،  مرهمی شود شايد بر كهنه زخم دروغی كه  هر روز داغ تر می‌شود.

نظرها

آفرین بر روزنامه نگار و فیلمبردار! دستشان درد نکند! امیدواریم باز هم تصاویر جالبی ماند همین ها تماشا کنیم از همین اکیپ ماهر !

ميگم مسيح تو هم خيلي بلاهستي ها!!
من بيشتر وقتا از حرفاو باريك بينيهاي تو كلي ميخندم. يه نوك پاهم بيا ينگه دنيا. اينجا يه دنياي ديگره. زنده باشي.

عه... چه فيلم خوبي بود . مسيح علي نژاد اينقدر لاغره ؟ وا !.... نمي دونستم . صدات هم نشنيده بودم . خوب باشي .

مسيح عزيز ياد گرفته ايم دروغ بگوييم. اگر اين دروغهاي دلخوش كنك نبود كه همه ما بايد به جايي كه تو هستي و يا مشابه آن مهاجرت مي كرديم. با همين دروغ ها بر انفعال و دلسردي غلبه مي كنيم. هرچند آرام آرام غبار نااميدي دارد هوا را مي پوشاند)))))))))))))))
سميه عزيز مهاجرتي در كار نيست بليط برگشتم را هم گرفتم و نوروز تهران هستم.

salam. payande bashid...

بسيار زيبا بود
دست مريضاد
"اتي بنويس"

گوییا باور نمی دارند روز داوری //کین همه قلب و دغل در کار داور می کنند

مسیح جان سلام مثل همیشه از خوندن نوشتهات لذت بردم. و یک نکته درباره فیلم: اون اقا به ظاهر فقط یهودی ولی از دشمنهای کشور و مردم اسرائیله. به همین دلیل دوست خوب آقای احمدی نژاده.

خوبي جريان اين است كه با اين رسانه و وبلاگ‌ها ديگر نمي‌توان چيزي را مخفي كرد و حقيقت را طوري ديگري القا كرد. ممنون از يادداشتتون (:
راستي مي‌دانيد ديروز كه داشتم شما را به همكاري معرفي مي‌كردم گفتم همان خبرنگار پارلماني مجلس. شخصا شما را از آن موقع و مصاحبه با آن نشريه مي‌شناسم. موفق باشيد...

وااااااااي مسيح....چقدر با نمكي ! خيلي خوشحال شدم زنده ديدمت ... صداتم خيلي قشنگه !
راستي تو اون لندن دائم مه‌الود چه جوري دووم مياري؟ همين هواي گرفته هم باعث ميشه دلت بگيره.. مخصوصا ماها كه بدجوري شرقي هستيم. خدا بت صبر بده.
اميدوارم بازم بتونيم گزارش هاي خوبت رو ببينيم ... براي معتادان تزريقي وبلاگت ، تو بهترين خبرنگار دنيايي ! :-)

از چي تعجب كردي مسيح عزيز؟ از اينكه سالي نيم ميليارد دلار از ثروت مردم خرج صدا و سيما مي كنن تا باش بشون دروغ تحويل بدن ؟ يعني جدي واست تازگي داشت ؟
شنيدي اين گفته رو از حضرت علي ؟ : مردم ، به حاكمانشان شبيه ترند تا به پدر و مادرهايشان !
ما هم به حاكمانمان شباهت پيدا كرده ايم... رسانه دست انهاست.. رزق و روزيمان دست انهاست ( منظورم وابستگي اقتصادي به دولته ..جسارت به اوس كريم نشه) ..اذهان ما رو اونها تغذيه فكري مي كنن ... به مرور ، خيلي آروم و گامس گاماس ما رو شبيه خودشون مي كنند و كرده اند.. حالا ما هم مثل رهبركشورمان،مثل رييس جمهورمان ،مثل وزيرمان، مثل قاضي مان ، مثل هر مسئول ديگرمان دروغ مي گيم و اين برامون عادي هم شده...
كجان پيامبراني كه ترجيح مي دادند تو شهري كه همه مردمش به نوعي از فحشا مشغولند زندگي كنند اما در محيطي كه دروغ توش عادي باشه يه لحظه هم توقف نكنند. وقتي دروغ كه كليد همه بديهاست تو يه جامعه رواج پيدا كنه ،معلومه تمام شاخه هاي شر هم توش رشد و نمو خواهد كرد.
يه زماني وقتي پيش گويي هاي پيامبر رو درباره آخرالزمان مي خوندم فكر مي كردم اينها احتمالا صد سال يا دويست سيصد سال بعد رخ مي ده و الكي خوشحال بودم كه عمر من بش قد نمي ده... اما چيزي نگذشت كه فهميدم درست،دقيقا،حتما،قطعا من در بطن همون دوراني كه پيامبر ازش حرف مي زده زندگي مي كنم و اين چقدر ترسناكه..
مسيح جان اونجا مه آلود نيست.. اينجا مه آلوده.. گول ابرهاي اونجارو نخور.. ابرهاي سياه و كلفت آسمون اينجا رو پوشونده نه اونجارو..
ما زير آسمان لندن زندگي مي كنيم نه تو !

اولاً که: ممنونم بابت لطفت.
دوماً: مشکوکم به نتیجه مسابقه و قرعه کشی و درخواست بازشماری آرا!!! نه ، قرعه کشی را دارم
سوما اینکه:خیلی از پی نوشت دومتان خوشمان آمد ! مثل همه دخترها تیکه انداختنتان خوب است!
چهارم اینکه : همه رفتارهای یک ملت متاثرو بازتابی از رفتار حاکمان آن ملت است، با همچین سردمداران و حاکمانی نباید بیش از این از خود انتظار داشته باشیم. من در این 2 سال به اندازه تمام عمرم دروغ و نیرنگ و ریا دیده ام و شنیده ام ... خدایا خودت این 2 سال آینده را ختم به خیر فرما ... آمین!
آخرشم هم اینکه : ضرغامی و صدا و سیمایش کم از احمدی نژاد و دولتش ندارند که ... دارند؟ پس خواهش می کنم این قدر سطح توقعاتتان را بالا نبرید !

یادم باشد فردا ...

می خواهم بخوانی .... همین ... اینجا را (دور گردون):
http://mmoeeni.blogspot.com/2007/10/blog-post_10.html

سلام مسيح
براي ما محرومين از سرعت بالا تفقدي بنما و لينك اين فيلم را انتهاي مطلبت بذار تا بتونيم دانلود كنيم. اين‌جوري با اين سرعت فزرتي نه ما به جايي مي‌رسيم و نه تو به قصدت.
بدرود

مسیح جان اون حزب الهی های یهودی که مدام در صدا و سیما ازشان برای تبلیغ ضد اسراییلی استفاده می شه پس حتما در اخبار نشون می دهند. یه عده خنگ خدا که کارشان خود زنی است که البته بهتر از همتاهای مسلمانشان هستند که دیگران را می زنند! زیاده روی از هر طرف که باشد میشه دشمنی با خوبیها و دوستی با دیکتاتورها.

سلام / عالي بود.البته اگر گوشي باشد براي شنيدن و چشمي براي ديدن
پيروز و پاينده باشي

اين حكومت آسماني بنيانش براي بقا بر اساس دروغ و هوچي گري و تبليغات است. ملاها براي امام حسين چطور فغان و جيغ ميكشند. اينها هم بر ضد كشورهاي غربي همينطورند تا عوام را بفريبند. احمدي نژاد در اين مكتب پرورش يافته و جز اين انتظاري از او نداشته باشيد.

درود!
بسيار جالب بود! دست آقايونو رو كرد!
ممنون!
ياحق.

salam omidvaram krh faghat mohkam benvici na inkeh hers ham bokhori.in bi tavajoha yanni amsale aghaye zarghammi cheshmo gosh baste faghat milaband

salam la'natiye azize man. kheili naamardi ke ham tasviret va ham sedaat ro daadi o maa falak zade haa az too yazd nemitoonim bebinim, beshnavim... delam hezar baar bishtar baraaye oon " zolfe sarkajat, hame chin chin shekan shekan " tang shod... booooooos.

باز مسيح من دست از حرف دل گفتن بر نميدارد!حرف دل را ميزني عزيز!
روزگارمان با دروغ هر روزيه مردمان اين ديار ميگذرانيم!و چه كسي است كه وقتي بالاي منبري ميرود، يا هر روز پشت تريبني قسم راست ميخورد،ديگر سخن گزاف نگويد و ناخودآگاه دل جوانانش را به لرز و درد نياورد!همه چيز دروغ است و در لباس سياست لكه سياهيش پررنگتر ميشود!خداوند روزگارمان را يه روزي رساند كه همه چيز صداقت را تجربه كند!
من كه آخر موفق نشدم اين فيلمو ببينم!ولي خدا رو شكر هم تو را ديدم و هم صداي دلنشينت را شنيدم.

سلام خیلی جالب بود
این مطلبتون رو لینک کردم خیلی با حال بود
موفق باشید

آقاي علي نژاد مطالب شما يه چيز ديگه است .
عيد سعيد فطر مبارك . خوشحال مي شم به وبلاگم سري بزنيد . با اجازه تون لينك نموديم

با سلام
با پستهای جدیدی بروز شدیم.
از آشیو ما نیز دیدن کنید.
در پناه حق

سلام خانم من نمي دونم علت اين رفتار شما چيه ؟ ولي مي تونم حدس بزنم براي تامين مخارجتان از جيب انگليسي ها به اين گونه گزارشها نياز داريد عزيز من با نون وطن فروشي نمي توان بزرگ شد در همان انگليس هم دهها موضوع مربوط به امنيت ملي انها مطرح است براي اينکه بر چسب مزدوري به شما نخورد کمي فيلم و گزارش هم از انها تهيه کن اگر سوژه خواستي راهپيمايي ضد جنگ که ممنوع شد اين پست براي اطلاع خودت بود والا شما عادت داري تعريف و تمجيد ها را اوکي ! کني

سلام خانم علينژاد
ميگن چسب هاي انگليسي خيلي گيرائي خوبي داره.


آخه بچه هام هنوز كوچكند

اوه ضمنا..هشتم دسامبر ،سالگرد كشته شدن John Lennon خواننده انگليسي الاصل كه زمان جنگ ويتنام با ترانه هاش كلي سر و صدا كرد و دانشجو ها رو ريخت خيابونا و انقدر موي دماغ جنگ طلبا شد كه تو چهل سالگي كشتنش ، حتما ميدوني شعارشون هم اين بود : All we are saying, is give peace a chance ! يوتيوب سرچ كن ويدئوهاش مياد...نمي دونم انگليس مراسمي واسش برگزار مي كنن يا نه (كه فكر نكنم بكنن يااگه باشه خيلي رسمي باشه..نمي دونم)با اين حال اگه خبري بود دربارش به ما هم بگو...البته تا دسامبر خيلي مونده..ترسيدم يادم بره. !(پيام زنش رو تو سايتش بخون : http://www.johnlennon.com
)

این روزها زبان در گلو حلق آویز کرده ام.

سلام. من هم با بخش دورغ پرداز بودن ايرانيان تو موافقم. خانم علي‌نژاد انگار مشكل از نژاد ما ايرانيان است. مطلبت را كمپلت كپي كردم تو وبلاگم.

مسیح جان!
لینک شما بر قلب مان ثبت شده;)!
لینک قبلی هم تصحیح شد. هر کجا که هستی شاد باشی و روزگار به کامت.

سلام
پست ماضی تون به قول علما ملاحظه گردید و حض فراوان حاصل نمود .

معروض می دارم ما هم با حدیثی از نفس(+15 سال البته) مورد آپ واقع شدیم .

در مکانی موسوم به کتابت .

مسيح جان...اينجور كه بوش مياد برات خواب ديدن..البته نه خواب عميق..ولي خوابه ديگه... اولش با يه خبر يا يه تحليل كوچيك تو سايت هاي طرف خودشون اسم شخص رو ميارن ..بعد كه اون اسم از نا آشناييت افتاد ، تو خبرها و تحليل هاي سايت هاي رسمي تر و پربيننده تر هم مياد بعد شوخي شوخي بر مي گردي مي بيني شدي مهره استعمار پير ! شدي عامل استكبار جهاني! شدي جيره خوار بريتانيا ، خيلي راحت مي تونن دشمن ملت نشونت بدن و خودت خوب ميدوني تو جايي مثل ايران زور يوتيوب به صداسيما و كيهان و ايران و يالثارات نمي رسه.... از آورده شدن اسمت اين جور جاها نگران مي شم..جدي مي گم.. نمي دونم چند نفر ، شايد خيلي كم، ولي مطمئنم هستند كسايي كه تو رو از وطنشون بيشتر دوست دارند ...مي تونن راحت بگن گور باباي رشد و تعالي وطن،گور باباي جار زدن حقيقت، ولي مسيح چيزيش نشه... تو رو به خدا مواظب خودت باش !

مسیح جان منزل نو مبارک امیدوارم شاد و موفق باشی . قربانت

سلام مسیح نازنین.
فیلم رو فردا حتما می بینم:) ولی در مورد دروغ و همکاران صدا و سیمایی شما...نمیدونم! هنوز لحن تمسخرآمیز همکارتون در صدا وسیما رو فراموش نکردم که همکارانش رو در "هم میهن" مسخره می کرد شاید،هنوز دروغ های هر شب همکاران صدا و سیمایی شما رو فراموش نکردم.این لحن و این نگاه...نمی دونم!قضاوت در مورد آدمها کار ما نیست. ولی غم نان بهانه ی خوبی برای دروغ گفتن و زیر سوال بردن شعور مخاطب نیست.
عیدت هم مبارک :)
خوش بگذره.مواظب خودت باش

خبر سايت اصولگرا را خوانديد؟ مواظب پرونده سازي هاي اين جماعت فاشيست باشيد.

دوباره سلام
من با هیچ فیلتر شکنی نتونستم فیلمو ببینم

پاسخ:
ثمين صميمي! ظاهرا به جز شما، برخي دوستان ديگر هم از ايران موفق به ديدن اين تحفه نشدن ، به گمانم اگر كسي از ايران روش خاصي داشت براي كلنجار با يوتوب بد نيست طي يك كامنت مهربانانه ، ما را راهنمايي كند شايد فرجي شد.

وای مسیح دلم برای صدات تنگ شده بود..انگار با صدات ارامش گرفتم...می بوسمت.

به روز شده :
www.safirr.blogfa.com

با سلام و عرض ادب شهد شیرین عبودیت یک ماه میهمانی بر سر خوان الهی در جشن ضیافت نور بر شما و خانواده محترم گوارا باد .
عید فطر مبارک
[گل]
مهدی

فیلم رو توی google video هم بذار چون ما تو ایرانیم و تو ایران یوتوب فیلتره...
ممنون

خوب نیستم.

سلام مسیح اینم دوستت گرفته.امیدوارم سانسور نکنی
http://www.youtube.com/watch?v=ad8SX9xtFJg

پاسخ:
چرا سانسور دوست خوبم...اين همون تكنيكي هست كه گفتم دوربين روي زمين و اسمان تكان مي خورد اما با حركت كند و پر تحرك روي صفي كه در هر رديف ده نفر ايستاده اند

و چتر نجات آدمی در فرودگاه گم می شود.هواپیما می خواهد بپرد به آسمان و برج مراقبت چراغهایش خاموش است. زویا پیرزاد و اهواز و نخل های آبادان مرا گرم می کند و نیز یک چای هندی...خستگی نیست و این خوبست...خانه ی هنرمندان این روزها پر از کودک است و تئاتر شهر پر از سیمان و سنگ...شاید انتفاصه است ...

سلام حاج خانم. هر چند ما از بزرگان نیستیم. ولی بالاخره میشه در مورد راستگویی نظر داد و فلسفه دروغ رو برای خودم ریشه یابی کنم. والله به نظرم راستگویی اینه که آدم دورغ نگه و بعد هم همه چیز رو بگه. دو تا رو بگی یکی رو نگی فایده نداری. دلیل اصلی دروغ گفتن آدما اینه که نمیدونند که دروغ گفتن بده ضرر داره. علت اینی که نمی دونند اینه که فکر می کنند میدونند بعد دنبال رفتن نمی رند. دروغ میگن چون عاشق نیستند. همه چیز رو نمیگن چون حب و بغض دارند و حب بغض دارند چون نمیدونند چون نمیدونیم چون نه تنها ضرغامی که هیچ کدوم از ایرانیا نمی تونند بفهمند و این جونی که الان دارند می کنند کمکشون می کنه تا بفهمن چون تو رنج اطلاعات وجود داره فهمیدن وجود داره.می فهمند که خیلی چیزا رو نمفهمند. میفهمند که حکم قطعی ندن. می فهمند که یکی اشتباه کرد اشتباه رو تو سرش نزنند می فهمند که حکم قطعی ندهند.هنوز خیلی چیزها باید بفهمیم. همه مون.
و اما خواهر بزرگوار جسارتند باید بگم شما هم دروغ میگی. شما هم صداقت نداری شما هم حب و بغض داری. این چیزایی که اینجا نوشتی همه خوانندگان بلاگت می دونند. حتی اگه شما براشون گزارش ندید تو خیالات خودشون اینجا جهنم و اونجا بهشته. دیگه چه نیازی هست که نثر قشنگت رو به رخ خواننده هات بکشی و خیلی ها و (حتی خودم) تحت تاثیر همین نثر، مسیح عزیزم، نازنینم و جدیدا آقای علینژاد!! به به و چه چه نثارت کنند یا جز جگر بگیرن از اینکه نثر تو ممکنه خیلی ها رو تحت تاثیر قرار بده!!. اگه می نویسی که ایشالله همیشه بنویسی و به همین قشنگی، ولی همه چیز زو بنویس. اگه اینجا به دانشجویان با گاز اشکاور حمله می کنند قبلش دانشجو عکس آتیش می زنند عکس رئیس جمهور. هر چند منم دوست داشتم یه رئیس جمهور دیگه بود با صحبتهای بهتر، ولی در اصل رفتار دانشجویان هیچ تغییری بوجود نمی آمد. می دونم چون خودم چند بار اعتراض کردم همینجوری با همین جسارت و بدون هدف و با همین حق به جانبی و در نظر نگرفتن حق بقیه. خلاصه که خیلی اصالت نداره. اعتراض دانشجویان که حتی حقوق بشر قشنگ اونور آب و خیلی راحتیا و خوبیای دیگشون. میگم حب و بغض داری چون فقط میخوای دنبال وسیله ای بگردی که به احمدی نژاد گیر بدی. اون کیه؟ اونم درست بود ما خراب بودیم. خلائق هر چه لایق.پس حداقل موقعی که مساله ایران مطرحه دیگه به احمدی نژاد گیر نده. قرار بوده که صحبت نکنه که کرد. اگه اون صحبتا به خاطر اون بود و اگه اون صحبتا رئیس دانشگاه فقط به خاطر شخصیت خودش و نه رئیس جمهوری ایران بود که خوب نشست و همه اش رو تحمل کرد و جیکم نزد و تشکر کرد.خودش کیشد ! دیگه اینقدر گیر دادن نداره. اگه اون صحبتا رو که بدترین دیکتاتورهای جهان هم به صورت فحش نمی گن و یه کم دیپلماتیک تر میگن برای این بود که صحبت نکنه که دستش درد نکنه. نشست گوش کرد و صحبت کرد. به هر صورت اینا همش مال اینه که نمیدوونیم که نمیدونیم. اگر هم فکر میکنید که شما می دونید و بقیه نمیدونند- که اونایی که رفتند و برنگشتند همین فکر رو میکردند-شما دانایان ایرانی اونور آب اونجا باهم تجمعی درست کنید. اونجا می تونید ایرانی دیگر در قلب تمدن برای خودتون درست کنید که چند وقته دیگه از اونم کوچ کنید و برید یه جایی که یه
ذره بدونند اندازه شما!

پاسخ به اين كامنت:

ممنونم دوست عزيز...اگر اجازه دهيد تاريخ بليط برگشتم رو اعلام كنم ...من عيد به همون آبادي نا آباد بر مي گردم و احمدي نژاد را به واسطه همان " ديكتاتور كوچك " بودن اش به " ديكتاتورهاي بزرگ و جنگ طلب " اينجا ترجيح مي دهم ترديد نكن كه اين همه نق زدن ها تنها از سر مهر است ورنه ما را چه به ...بگذريم ...و اما چرا فقط " مسيح عزيز" گفتن رفيق را به رخ مي كشي ؟ در خانه رفيقان خودرا كه باز كني هزار تهمت و هزار واژه آلوده از سرو كولم بالا مي رود چنان كه گاهي خودم هم به دوباره خواندش شرم مي كنم... در اين خانه اما هميشه به رويت باز است ...من هم بي خطا نيستم بيا و خطا گو.با زبان نكو..مي شنوم

یه روز حضرت علی ، توی اون برهه زمانی که خار در چشمش بود و استخوان در گلوش و خانه نشینی می کرد و کارگری تا به خاطر سهم گیری های سیاسی، خون مردم بی نصیب به زمین ریخته نشه...توی دارالخلافه بود ...سر یه مسئله ای با عثمان اختلاف پیدا کرد، مودبانه به نظرش اصرار می کرد و عثمان هم با اینکه می دونست حرف حسابه و حرف حساب هم جواب نداره آشفته شد..عصبانی بود از اینکه یکی هست که توی همین کوچه پس کوچه ها زندگی می کنه و از خلیفه مسلمین بیشتر می فهمه.. می خواست اینطوری نباشه..می خواست حرف خودش باشه...از علی اصرار و از عثمان انکار... آخر سر عثمان یه شلاق رو برداشت و با دسته شلاق به صورت علی زد ...عصبانی بود..علی هم اینو میدونست، و به دل نگرفت...ولی این رو میدونست که بقیه به دل می گیرن..پشت به ناظران ایستاده بود...نمی دونستند که علی داره روی خلیفه وای می سه..تا عثمان به صورتش زد عمامه ای که رو سرش بود باز کرد و سریع پیچید دور صورتش... جز چشم و بینیش دیده نمی شد...تو دلش آه کشید...صبر کرد...بعد برگشت و رفت...کسی هم نفهمید که علی کتک خورد !فکر کردند پیکی بوده...بیابانگردی بوده و گستاخی کرده...شاید کارگری بوده و توقع زیاد داشته...شاید غریبه ای بوده و با خلیفه دشمنی داشته... نذاشت کسی بفهمه لب هایی که پیامبر بشون بوسه می زد رو با دسته شلاق زدن تا بسته باقی بمونه...صورتش رو پوشوند تا کسی واسش کاسه داغ تر از آش نشه...!
انقدر ملاحظه کاری به نفع مردم ؟ ما کجاییم واقعا ؟ دلمون خوشه از بلند گوی مساجدمون حقانیت ولایتش رو جار می زنن..!
برادر یا خواهر منطقی ما هم تصور کردند که ما مروان وار به کوچه و برزن ریخته ایم و خون عثمان می طلبیم... فکر کرده اند که ما هم می خواهیم خلیفه کشی باب کنیم...نه عزیزم ...امام ما هم مثل امام شما همون مردیه که گفتم چه کار کرد..ما هم می خوایم شیعه همون باشیم..شاید در نه نمازش ..نه در عدلش..نه در شجاعتش..نه در عفتش ..ولی فرهنگش رو می تونیم دنبال کنیم...مسیح هم شیفته همون فرهنگه..مسیح ما هم از خودمونه...بت ما نیست.. دوست ماست..به خاطر عکس های رمانتیک و نوشته های عاشقانه و شرح و توصیف شیطنت های دخترانه ی بی نهایت شخصی و داستانسرایی های عاطفی که این روز ها اهم مطالب وبلاگ ها رو تشکیل میده،عزیز ما نشده...عزیز بودنش رو با دلسوزیش ، نازنین بودنش رو با تعهدش و دوست داشتی بودنش رو با پاکی هدفش بمون ثابت کرده..و مطمئن باش همین ماهایی که اینقدر ادعای عاشقانه دوست داشتنش رو می کنیم ، هر وقت و بی وقتی که ازش خطایی ببینیم خیلی زودتر و فرز تر از همزه لمزه ها و کاگزاران بورس عیب و ایراد بش گوشزد می کنیم، گوشش رو می پیچونیم،سرش داد می زنیم،موهاشو می کشیم، فریاد می کشیم که این فرزند پاک طینت و سرشت وطنمون که بار گفتن نگفتنی ها رو از زبان قاصر و اراده های سست ما برداشته و داوطلبانه روی دوش خودش گذاشته، یه ذره هم از مسیری که به هدفش منتهی می شه منحرف نشه... این رو نه شخصا که از طرف همه خوانندگان مطالبش می گم و نه فقط خطاب به مسیح، بلکه به همه دختران و پسران مثل مسیح که می خوان از زندگی پدرانشون تاریخ بسازند و با زندگی خودشون آینده رو...همه این هایی که چون سازشون کمی مخالف تربود ، از بیگانه ها اخ تر شدن !
مسیح ما به چار میخ کشیده میشه،مصلوب میشه ولی به بهشت رفاه و بی غمی و بی دغددغگی و آسودگی عروج نمی کنه ! برای این واسمون عزيزه

پاسخ:

ممنونم دوست ناديده ام و خرسند از آنكه خوب مي داني از جنس همان ديارم.

سلام. عیدتون مبارک. خوشحالم با بلاگتون آشنا شدم.

سلام مسیح عزیز. توی غربت هم میشه اخبار صحیح رو پیدا کرد. فکر کنم شما هم با توجه به دیدگاه منفی خودت نسبت به حکومت این فیلم رو میکس کردی و گذاشتی اینجا.
این فیلم دیگه رو هم که من گذاشتم توی کامنتدونیت ببینی بد نیست!
چونکه دانستن حق مردمه اون فیلم رو بذار همینجا باشه که همه ببین و نظر بدن.
ممنون عزیز جان
خوش بگذره
پاسخ
لينك را تصيح كنيد ايراد دارد

سلام مسیح جان
نمی دونم چرا کامنت ها ارسال نمیشه.
من الان فهمیدم خونه رو تغییر دادی...الان با تاخیر زیاد بینک رو عوض کردم که بابت تاخیر رون سیاه.
این صداو سیمای ما رو هم اینقدر اذیت نکن...سر به سر حاجی ضرغامی هم ندار...آدم خوبیه...یعنی آدمه بدی نیست.

سلام . من عاشق سبک نوشتاری و نوع نگاه شما به مسائل هستم و در وبلاگ نویسی هم سعی ام این است که از شما الگو بگیرم و با اجازه شما آدرس وبلاگتان را در لینکم جای دادم . امیدوارم قابل بدانید و نظر خود را در مورد این وبلاگ بگوئید . ممنون .

سلامن علیکم خانم علی نژاد
ممنونم از پاسختون ولی یه کمی سوء تفاهم شده، از اونجا که من در حالت عادی خوب نمی نویسم چه برسه که حوصله هم نداشتم و کلا ندارم. منم مثل خیلیا خستم.
1- کلا می خواستم بگم اون دیکتا توری کوچک احمدی نژاد بیشتر از اینکه تو خود احمدی نژاد باشه تو فکر من و توی اصلاح طلب و اون اقتدارگرا و خلاصه همه ایرانیهاست. به نظرم دلایل تاریخی داره. کما اینکه احمدی نژاد سهمش از اون دیکتاتوری اندازه سهم من و شماست. از خود ذهن ما گذشته همه می دونند که انحصار تو نهادهای حکومتی ما از جایی دیگه آب می خوره
2- تو مساله دانشگاه کولومبیا هر کی دیگه هم جای دیکتاتور کوچک بود حرفهایی از همون جنس ولی با شمایل دیگه تحویل می گرفت. حرف زدن احمدی نژاد که چیز جدیدی نبود. اتفاقی که همیشه رخ می داد و مملکت رو گل و بلبل خوب توصیف می کردند، دوباره تکرار شد. ولی صحبتهای آقای رییس، رنگ و بوی ضد ایران داشت، هر چند که داشت برای مردم ما اشک تمساح می ریخت. موقعی که سیلی بیاد همه ما را با خودش می بره نه فقط احمدی نژاد را. اونجا که دیگه وقت گیر دادن به چیزای کوچکتر نیست. حد اقلش این بود که اگه می خواستی به صحبتای احمدی نژاد گیر بدی دیگه نباید می گفتی که مهاجرانی داره به احمدی نژاد سواری میده الیته به نظرم
3- معتقدم نثرت فکر کردن از خوانندگانت می گیره، چون گزاره هات خیلی قطعی هستند، به علاوه که خیلی احساسی هم می نویسی و معمولا هم به شخص گیر میدی و جایی در صحبتات حقی برای حرفهای طرف مقابلت قائل نیستی و یک رنگه، سیاه نه خاکستری.جسارته یه کم شبیه نه نه من غریبم بازیه. عذر می خوام. بالاخره بعضی موقعها دلیلی برای بعضی کارا وجود داره. چیز دیگه ای مهمه.
4- می دونم که برمی گردی چون قبلا خودت گفته بودی. هر چند که اگه اونور هم بمونی کسی گله ای نمی کنه. من خودمم هم زور درسم به بورس و زور پولم به غیر بورس نمی رسه و گر نه تا حالا مملکت عزیزم رو ترک کرده بودم. منظوم از اونورآبیها یک نوع تفکر و همون نکته اول بود که ایرانیا از هر فکر و فرهنگی ذهن خرابی دارند. چرا که تو ممالک متمدن هم با هم نمی سازند و اونجا اگرم خوشند با غیر ایرانیها است و نتیجتا مشکل دیکتار کوچک نیست. مشکل مطلق گرائیه. چه اون روشنفکرش چه اون تاریک فکرش.
5- من در مورد اینکه نق زدن شما از سر مهر یا نه فکر نمی کنم که بخوام تردید داشته باشم یا نه. با نیت خوب هم نباید اشتباه کنه، هر چند که اشتباه کردن شما نظر منه و اهمیت چندانی نداره، شاید من اشتباه می کنم.
6- شما عزیز و خوب و نازنینی و دوستان نیک سرشت شما به درست شما را اینطور خطاب می کنند که من نه گله دارم که خیلی هم خوشحالم و اونایی که شما رو با هزار واژه آلوده خطاب کردند قطعا رفقای من نیستند بلکه شاید همفکران مطلق گرای مخالف شما باشند که در دو طرف نقشه مسطح زمین قرار گرفتید غافل از اینکه زمین گرده. به هر صورت این آدما اشتباه کردند بلکه غلط کردند.
از اینکه مصدع اوقات شدم و جسارت شد مجددا عذر

پاسخ
ممنونم از نكات دقيقي كه اشاره كرديد و باز هم ترديد نكنيد كه اينها هرگز بي مصرف نخواهد افتاد به دل مي نشيند و گاه ايده راه مي شود...سپاس .

ببخشید یادم رفت یه چیزو بنویسم. گفتم که خطابه های عزیزو نازنین اینا خیلی هم خوبه منظورم از جمله "مسیح عزیزم، نازنینم و جدیدا آقای علینژاد!! به به و چه چه نثارت کنند " این بود که این خطابه ها جواب به نثر و ادبیات زیبای شماست (البته نه هنه شون) که اونا رو گرفته و کلا نثرت یه ذره آدم رو مغلوب می کنه و گرنه شما، به قول خودت، در عزیزی و نازنینی خودت تردید نکن. خبرنگار بودن اونم خبرنگار زن و اونم تو ایران واقعا سخته. اینم منم نمی تونم بفهمم چه قدر سخته. به هر صورت شاد و موفق و سلامت باشی

سلام
ابتدا فکر می کردم شما مرد هستید ولی از زمانی که با سایتتون آشنا شدم دونستم که خیلی از مردها مردترید موفق باشی

فرق شما و "اونها" فقط در جایی است که پولتان ازش می رسد وگرنه هر دو پروپاگاندا هستید. هیچ فرقی هم ندارد. جخ اینکه شما پروپاگاندای دشمن هستید و از آن 75 میلیون یا هرچه که هست ارتزاق می کنید.

خانم محترم
اين چه نوع از اطلاع رساني است؟
صحنه اي كه شما از روز قدس به نمايش گذاشته ايد ضرورتا نمايش راهپيمائي روز قدس نيست و مي تواند ساعاتي پيش يا پس از راهپيمائي باشد.
وقتي هم كه مي آئيد صدا و سيما را متهم مي كنيد ، منطق رسانه حكم مي كند كه در حالي كه خبرنگار صدا و سيما در حال گزارش خبر از راهپيمائي است ، به اين كار مبادرت كنيد.
شايد هم منطق رسانه اي شما چيز ديگري باشد.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)